سلام دوستای خوبم :
داره کم کم تموم میشه.... چی تموم میشه....الان واستون میگم.......حدود ۳۶ یا ۳۷ روز پیش چه شور حالی بود.........صدای طبل در اولین شب محرم بلند شد..........طوری که تن آدمی رو به لرزه در آوورد.......همین دیروز بود که لباس مشکی به تن کردیم.......همین دیروز بود که عاشورا و تاسوعای حسینی رو پشت سر گذاشتیم ........نوکریه امام حسین رو کردیم.......ولی دلمون خوش بود هنوز یه اربعین فرصت داریم.......هنوز وقت داریم تا این کشکوله های گداییمو نو پر کنیم.......دوستای خوبم حرف من اینه .پنج شنبه اربعینه.........دیگه باید با ماه صفر هم خداحافظی کنیم.......ولی آیا بودیم اون بنده ای خدا ازمون راضی باشه......آیا بودیم اون بنده ای که خانم فاطمه زهرا ازمون راضی باشه..........به نظر شما آیا صدای گریه هامون به گوش خانم زینب رسید ..........آیا خانم رقیه فهمید چقده نوکر داره.........آیا امام سجاد مریض کربلا فهمید تموم مریضا از ما التماس دعا خواستن ......آیا آقا ابوالفضل فهمید که خیلی ها گرفتارن ...........خوب دوستای خوبم همه اینا همه چیزرو میدونند.......زودتر از خود ما........آیا ما خوب نوکری کردیم در این ۲ ماه.........من نمیدونم حرف دل خودمه.......اگه سال دیگه نباشیم چی ........اگه این آخرین محرم از عمر ما باشه چی .......یعنی در این چند میشه چکار کرد.............آیا امام حسین این دستایی رو که رو به آسمون کردیم و گفتیم آقا به جان ۶ ماهه علی اصغرت گره کار همه رو باز کن رو دید ........آیا امام حسین صدای منو شنید گفتم آقا جان به گرفتاریهایی که خانم زینب در صحرای کربلا کشید گرفتاریهای گل منو بر طرف کن ..اینارو شنید.................نمیدونم تنها چیزی میتونم بگم اینه همه شما .همه اینایی که آپ منو خودند.......ولی واسه گل من دعا نکردند...بدوند که زیر دین من میمونند.........من تموم دل خوشیم اول به خدا بعدشم به دعاهای شما........من نمیفهمم که واسه گلم دعا کردین یا نه.......ولی خدای من شاهده........مدیونم نشینو و واسه گلم دعا کنین........
دوست جونام واسه گلم دعا کنید منم واسه همتون دعا میکنم.....

من و داغ غمی سنگین چهل روز
چه ها بر من گذشته این چهل روز
چهل روز است هجران من و تو
که هر روزش مرا چندین چهل روز
مرا جز ضربه های تازیانه
نداده هیچ کس تسکین چهل روز
اسارت ، طعن دشمن ، تهمت دوست
نصیب عترت یاسین چهل روز
در این غم خوب می دانی که باید
چه رنجی برده باشم این چهل روز
تو و رأسی پر از خاکستر و زخم
من و پیشانی خونین چهل روز
من و بغضی چهل ساله که بی تو
شکسته در گلویم این چهل روز
مدیون این پیشی نباشین .........اخه خیلی التماس دعا داره ..........
گلم رو فراموش نکنین ..................ای خدا .چطوری بهشون بگم ........
نوشته شده توسط گربه نره در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 11:30 |